در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیر ...

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیر ...
گریه کردم، گریه ها هر دم، در آغوشم بگیر ...

ابر دلتنگی کمی لبریز باران ها شده ...
زیر چتر آهسته و نم نم در آغوشم بگیر ...

با همان شرم و حیای ناز و معصومانه ات ...
چشم خود بگذار روی هم، در آغوشم بگیر ...

آنقَدَر دلتنگ تو هستم که وقتی آمدی ...
تو بدون صحبتی ، محکم در آغوشم بگیر ...

گرچه می دانم بعید است انتظارم، لا اقل ...
در درون دفتر شعرم در آغوشم بگیر .
دیدگاه ها (۳)

دو چشم نرگست ، بتخانه دارد هزاران شاعر دیوانه دارد نمیدانم ن...

دست می لرزید وپیشانی کمی تبداربودروبرویم قاب چشمان تو بر د...

این بار به داد دل خود دیر رسیدمعاشق شدم و قطع شد از خویش امی...

بزن دنیا بزن رسمت چنین است..... سزای دل به تو دادن ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط