فیک ازدواج اجباری

فیک ازدواج اجباری
پارت ۱۴
[اسلایددو هديه ات و شوگابرای هوپی اسلاید سوم لباس راحتی آت اسلاید چهارم هدیه جیهوپ برای ات اسلاید پنجم لباس لیسان ]
شوگا:سلام
کوک لیسان ات نامجون :سلام
ات :چیزایی که گفته بودم ردیف شد
شوگا:آره
هوپی امد داخل
ات:سلامممم تولد مبارک
هوبی:سلام مرسی عزیزم
نامجون :خوب کی جشنه
ات:الان ساعته ۴ عصره بزارید هفت که من مرخص میشم بریم خونه‌ی هوبی
هوبی:باشه پرنسس
]یادم رفت بگم ات پاش توی گچه به خاطر لگد های نامجون روی پاش پاش شکسته و داخل گچه ]
جین:راستی ات به دکتر گقتم کی گچ ات رو باز میکنید گفت باید چند ماه بمونه
ات:اشکال نداره[ناراحت ]
نامجون:وقتی ات حرف های جین رو شنید ناراحت شد عذاب وجدان گرفتم به خاطر کارام
نامجون:ناراحتی نداره که من همیشه پیشتم
ات:ممنون
دکی:سلام به پرنسس کوچولو
ات:سلام به عمو دکی
دکی:اتی تو الانم اگه بخوای مرخص بشی میشه
ات:واقعا
دکی:آره
شوگا:پس من میرم کارای ترخیص رو انجام بدم
لیسان:ات تو باید این لباس میخوای بری
نامجون:مگه چشه ات بچس هنوز کی میدونه شوهر داره اصلا بهش میخوره
لیسان :اوکی ساکت شدم
جین :من وسائل هارو میبرم توی ماشین نامجون تو ات رو بیار لیسان کوکی برین خونه ی هوبی غذا درس کنید که ما بیایم هوپی تو هم باهاشون برو
هوپی لیسان کوک نامجون:اوکی
ات:نامی به پرستار بگو بیاد اینارو از من بکنه
نامجون:چشم
نامجون رفت پرستار آورد دستگاه هارو از ات جدا کرد سِروم رو در آورد
نامجون:بیا بغلم بریم کوچولو
ات:باشه
نامجون:بریم
ات:بریممم
....................
&وای چه دخترتون نازه آخی چرا پاش توی گچه شیطونی کردی کوچولو
نامجون:مرسی آره خیلی شیطونه .
&مادرشون کجان
نامجون:مادر نداره
&الهی دوست داری من مامانت شم
ات:نه ممنون بریم بابایی
&خدانگهدار.
ات:پرو
نامجون:خوب توی نخشت فرو رفتی
ات:دوست داری برم بگم شمارتو بده با بابام آشنا شین مامانم شی
نامجون:بدم نمیاد
ات:نامجوناااا
نامجون:گل خوردم
شوگا:آمدید بریم
ات:بریم
رفتن خونه‌ی هوبی
ات:آخ جون از بوی الکل خسته شدم لیسان منو میبری دسشویی تروخدا آبجی[لوس]
نامجون :من ببرم
لیسان:خودت شوهر داری چرا من ببرمت کمرم میشکنه
ات:من چاقم
جین:نه کی گفته چرا با نامجون نمیری اذیتت کرده
ات:هوم.
جین:نامجون
نامجون:نه من اذیتش نکردم فقط سر به سرش گذاشتم
ات:کی منو میبره دستشویی جین منو ببر
جین:چشمم
نامجون؛چرا [عصبی]
ات :جین حالا کمکم کن وایسم دست و صورتمو بشورم
جین:مگه دستشویی نداشتی
ات:نه آمدم دست و صورتمو بشورم
جین:باشه جوجه خشک کن صورتتو که بریم
ات:بریمممم
نامجون:ات تو امشب خونه‌ی جین باش من کار دارم
جین:چیکار داری
ات:باشه
نامجون:میا برام پیام داد آمده خونم دوست ندارم ات رو ناراحت کنم پس گفتم امشب خونه‌ی جین بمونه چون امشب پسرا خونه‌ی جین هستن لیسان هم هست کمکش کنه
ات:فهمیدم به خاطر میاست
هوپی :خوب کیک الان میاددد
ات:لیسان هوی هواست کجاست
لیسان:چته دختر
ات:کم کم برو توی دهنش بشین
لیسان:شوهرمه دوست دارم تو هم برو توی دهن نامجون بشین
ات:ممنون جام راحته
لم میده روی شوگا
شوگا:قربون تو من برم
جین:اینم کیک تولد مبارک هوبی
هوپی شمع رو روشن میکنه
ات:خوب آرزو کن
هوپی:کردم
شمع رو فوت میکنه
ات:تولدت مبارکککککک
جین :خوب کادووووو
همه کادو هاشونو میدن
ات:هوپی کادوی من و شوگولی توی گاراج خونته
هوبی:مرسی فندوقم منم قول کادو برای تو داده بودم
ات:همون لباسی که دوست داشتم مرسی عزیزم
جیهوپ رو بغل میکنه
نامجون:بچه ها من باید برم
ات:نامجوناااا صبر کن
جین:رفت
ات:خیلی ناراحت شدم
جین:چیزی میخواستی
ات:نه
نامجون:سلام میا
میا:سلام ددی
نامجون:امد که لبمو ببوسه من رفتم عقب
نامجون:عاقبت خوبی نداره بیب
میا :برای ددیم اشکال نداره
نامجون:مگه تو حامله نبودی
میا:چرا هنوز دو ماه نداره اشکال نداره
نامجون:بیبی خودت خواستی
میا رو بغل میکنه میبره اتاق
[بقیش با ذهن خودتون ]
میا:آنقدر کارش خشن بود که احساس میکنم بچه سغد شد
نامجون :خودت خواستی بیب
میا:اشکال نداره ددی یکی دیگه توی دلم بکار
نامجون:برو عشقت بکاره توی بیمارستان با پسره دیدمت رفتین برای اینکه ببینی بچه از کیه از من نبود خیال میکنی من خرم که میخوای انوالمو ازم بگیری حالا هم گمشو از خونه من بیرون
]اسلاید دو ماشین سفیده هديه ات برای هوبی مشکی سمت چپ برای کوک مشکی سمت راست برای نامجون سفیده سمت راست هم برای جین ]
دیدگاه ها (۰)

فیک ازدواج اجباری پارت ۱۵میا:تو..کی فهمیدینامجون:خیلی وقته ه...

فیک ازدواج اجباری پارت ۱۳هوپی :خوب فردا برنامتون چیهجین:تولد...

فیک مدرسه جئون پارت ۱۳ویو کوک ما پسرا میخواییم اعتراف کنیم ه...

وقتی عضو هشتم بودی.....

✨P5✨{طابع قوانین ویسگون}نکته=سولا سیزده سالشه نامی. پسرا بلن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط