عشقی که یه طرفه شروع شد
عشقی که یه طرفه شروع شد
پارت ششم
توانا رسید در زد لیا درو باز کرد زود توانا رو ب.غل کرد لیا گریه کرد
توانا:ششششش باشه گریه نکن جونم من اینجام
و گوشی لیا زنگ خورد بازم امره بود توانا گوشی رو برداشت
امره: الو
توانا:الو زه.رمار ک.وفت دیگه مزاحم لیا نشو
امره:وای توانا رو باش شیر شده واسمون تو کار من دخالت نکن
توانا: دخالت کنم چی میشه گ.مشو ببین یه بار دیگه بهش زنگ بزن به پلیس زنگ میزنم
امره:خوب زنگ بزن نه از خانوادی ثروتمندت و نه داداشت نمیترسم خوب
توانا:خودانی
و توانا قطع کرد
لیا:توانا اون نمیترسه
توانا لیا بغل کرد
توانا:اوف اوف
...
پارت ششم
توانا رسید در زد لیا درو باز کرد زود توانا رو ب.غل کرد لیا گریه کرد
توانا:ششششش باشه گریه نکن جونم من اینجام
و گوشی لیا زنگ خورد بازم امره بود توانا گوشی رو برداشت
امره: الو
توانا:الو زه.رمار ک.وفت دیگه مزاحم لیا نشو
امره:وای توانا رو باش شیر شده واسمون تو کار من دخالت نکن
توانا: دخالت کنم چی میشه گ.مشو ببین یه بار دیگه بهش زنگ بزن به پلیس زنگ میزنم
امره:خوب زنگ بزن نه از خانوادی ثروتمندت و نه داداشت نمیترسم خوب
توانا:خودانی
و توانا قطع کرد
لیا:توانا اون نمیترسه
توانا لیا بغل کرد
توانا:اوف اوف
...
- ۸۴۱
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط