‏به تو قول دادم که دوستت نداشته باشم

‏به تو قول دادم که دوستت نداشته باشم
سپس در برابر این تصمیم بزرگ وحشت کردم
به تو قول دادم که برنگردم
و قول دادم از اشتیاق نمیرم
اما مردم
و بارها برگشتم
بارها تصمیم گرفتم که دست بردارم
اما یادم نمی‌آید دست برداشته باشم...
دیدگاه ها (۱)

دوستت دارممثلِ خوابی عمیق ولی سبُک‌...پلک بزنی میپرم...عاشقت...

از یک جایی به بعد دلت میخواهد همه چیز را واگذار کنینامه استع...

خواب رویای فراموشی هاست!خواب را دریابیم،که در آن دولت خاموشی...

دوستت دارمهمان‌گونه که شب، ماه رادوستت دارمهمان‌گونه که صبح،...

سلامم من بعد کلی وقت برگشتم نمی‌آورد پاک کردم دوباره نصب کرد...

عاشقانه های شبنم

به اون دختر هم یه اتاق دادم از وجدان درد و فکر اینکه حال ا.ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط