ماییم و نفس داشتن امّا نکشیدن بالای سر مرده مسیحا نکشیدن

ماییم و نفس داشتن امّا نکشیدن بالای سر مرده مسیحا نکشیدن

بی‎عرضگی از ماست اگر که نرسیدیم به مرتبه‎ی حسرت دنیا نکشیدن

هر جا سخن از توست چرا پایه نبودن هر جا که گناه است چرا پا نکشیدن

تقصیر من و دوری از کوی تو، این است
قطره نشدن منّت دریا نکشیدن

شرمنده‎ام از عمر که شد وقف دو غفلت
از غیر کشیدن، غم آقا نکشیدن

ما لکّه‎ی ننگیم ببخشید چه تلخ است
یوسف شدن و رنج زلیخا نکشیدن

مجنون همه‎ی آبرویش خونِ دلِ اوست
زشت است غم دوری لیلا نکشیدن

چه جای گله چون خودمان خواسته بودیم
تب داشتن و نازِ مداوا نکشیدن

حیف است در این فاطمیه روضه گرفتن
امّا ز جگر ناله‎ی زهرا نکشیدن

پشتِ درِ این خانه علی بود و عذابِ چادر به سر امّ ابیها نکشیدن
دیدگاه ها (۵)

.

.

سری که خاک رهت نیست سر نباید گفت جگر که داغ ندارد جگر نباید ...

دوستان این وبلاگ رو حتما ببینید 3shanbeh.womenhc.com/

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط