عشق دردناک²
عشق دردناک²
p²
"ویو ا.ت"
حدود ۳ سال دارم تو آمریکا با ته و دو هیون زندگی میکنم از قبل زندیگم خیلی بهتره
امشب با تهیونگ میخوایم به یه مهمونی بریم
×ام ا.ت
_بله
×میگم که...امممم
_امشب بجای پارتنرت بیام مهمونی(سوالی)
×از کجا فهمیدی(تعجب)
_۳ ساله دارم باهات زندگی میکنم بعد نفهمم چی تو ذهنت میگذره(خنده)
×هعیی خب آره؟
_آره
×خیلی مرسییی
_باشه بابا
"ویو کوک"
امشب با کسی که قرار داد دارم میخوام برم مهمونی
"ویو شب"
کت و شلوار مشکیم رو پوشیدم و یه عطر تلخ زدم و سوار ماشینم شدم به سمت مهمونی رفتم
"ویو ا.ت"
یه لباس مشکی پوشیدم و عطر خوشبوم رو زدم و با تهیونگ به سمت ماشین راه افتادیم
رسیدیم که تهیونگ با دیدن دوستش دستش رو دور بازوم حلقه کرد و به سمت اون دوستش رفتیم
رسیدیم به اون مرد که...
p²
"ویو ا.ت"
حدود ۳ سال دارم تو آمریکا با ته و دو هیون زندگی میکنم از قبل زندیگم خیلی بهتره
امشب با تهیونگ میخوایم به یه مهمونی بریم
×ام ا.ت
_بله
×میگم که...امممم
_امشب بجای پارتنرت بیام مهمونی(سوالی)
×از کجا فهمیدی(تعجب)
_۳ ساله دارم باهات زندگی میکنم بعد نفهمم چی تو ذهنت میگذره(خنده)
×هعیی خب آره؟
_آره
×خیلی مرسییی
_باشه بابا
"ویو کوک"
امشب با کسی که قرار داد دارم میخوام برم مهمونی
"ویو شب"
کت و شلوار مشکیم رو پوشیدم و یه عطر تلخ زدم و سوار ماشینم شدم به سمت مهمونی رفتم
"ویو ا.ت"
یه لباس مشکی پوشیدم و عطر خوشبوم رو زدم و با تهیونگ به سمت ماشین راه افتادیم
رسیدیم که تهیونگ با دیدن دوستش دستش رو دور بازوم حلقه کرد و به سمت اون دوستش رفتیم
رسیدیم به اون مرد که...
- ۱.۴k
- ۰۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط