#عشقیاهوس
#عشقیاهوس
پارت ۴
میونگ: این پسره یه فرد اشراف زاده نیست . همسر جانشین باید اشراف زاده باشه
^ بسه ملکه
میونگ: اوه ببینین کی اینجاست جین
^ به تو ربطی نداره ملکه اصلی منم
میونگ: جین بهتره کنار بکشی تا مثل اون دوستت نکشتمت
میونگ رفت و من و یونگی و جیمین و اون فرد تنها موندیم
+ ممنونم قربان
^ تو جونگکوک هستی
+ بله بانوی من
^ خوشحالم که حالت خوبه.
بعد مکالمه با مادر تهیونگ رفتم اتاق ته که به گفته خودش اتاق جفتمونه
+ سلام ته
- سلام بانی کوچولو کشتن داخل قصر چطور بود
+ افتضاح
- چرا
+ میونگ اومد نزدیکم و یه فرد که اسمش جین بود ازم دفاع کرد البته یونگی و جیمین هم دفاع کردن
- خب هیجان داری
+ یکم
- چرا امگا کوچولوی من
+ چون قراره اولین هیتم رو پیش تو باشم
- واووو ولی فک کنم تو توی رات من پیشم نباشی
+ چرا
- چون قراره بریم استراحت گاه سلطنتی و من کارام زیاد میشه
+ خب اون چند روز استراحت کن
- میدونی چرا کارام زیاد میشه
+ نوچ
- بیت اینجا تا بهت بگم . خب چون ممکنه خانواده دونفره من و تو بشه ۳ یا ۴ نفر
+ نمیخوام
- چرا
+ چون همش کارات زیاد میشه
- پدرم بهم سپرده کارای اصلی قصر رو مدیریت کنم
+ چه ربطی داره
- یکیش محافظت از شماست پرنس جئون
+ خب میشه زود تر بریم اونجا
- فردا عصر راه میوفتیم
+ میشه الان بخوابیم ساعت ۷ هست
- تو این موقع می خوابی
+ اوهوم
خودمو توی بغلش جا کردم و خوابیدم .
صبح با صدای لطیف ته بیدار شدم
+ ساعت چنده
- ۶ صبح الان باید کمکم آماده بشیم
+ اوهوم
رفتم صورتم رو شستم و لباسام رو عوض کردم
پارت ۴
میونگ: این پسره یه فرد اشراف زاده نیست . همسر جانشین باید اشراف زاده باشه
^ بسه ملکه
میونگ: اوه ببینین کی اینجاست جین
^ به تو ربطی نداره ملکه اصلی منم
میونگ: جین بهتره کنار بکشی تا مثل اون دوستت نکشتمت
میونگ رفت و من و یونگی و جیمین و اون فرد تنها موندیم
+ ممنونم قربان
^ تو جونگکوک هستی
+ بله بانوی من
^ خوشحالم که حالت خوبه.
بعد مکالمه با مادر تهیونگ رفتم اتاق ته که به گفته خودش اتاق جفتمونه
+ سلام ته
- سلام بانی کوچولو کشتن داخل قصر چطور بود
+ افتضاح
- چرا
+ میونگ اومد نزدیکم و یه فرد که اسمش جین بود ازم دفاع کرد البته یونگی و جیمین هم دفاع کردن
- خب هیجان داری
+ یکم
- چرا امگا کوچولوی من
+ چون قراره اولین هیتم رو پیش تو باشم
- واووو ولی فک کنم تو توی رات من پیشم نباشی
+ چرا
- چون قراره بریم استراحت گاه سلطنتی و من کارام زیاد میشه
+ خب اون چند روز استراحت کن
- میدونی چرا کارام زیاد میشه
+ نوچ
- بیت اینجا تا بهت بگم . خب چون ممکنه خانواده دونفره من و تو بشه ۳ یا ۴ نفر
+ نمیخوام
- چرا
+ چون همش کارات زیاد میشه
- پدرم بهم سپرده کارای اصلی قصر رو مدیریت کنم
+ چه ربطی داره
- یکیش محافظت از شماست پرنس جئون
+ خب میشه زود تر بریم اونجا
- فردا عصر راه میوفتیم
+ میشه الان بخوابیم ساعت ۷ هست
- تو این موقع می خوابی
+ اوهوم
خودمو توی بغلش جا کردم و خوابیدم .
صبح با صدای لطیف ته بیدار شدم
+ ساعت چنده
- ۶ صبح الان باید کمکم آماده بشیم
+ اوهوم
رفتم صورتم رو شستم و لباسام رو عوض کردم
- ۶۲۶
- ۱۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط