دلــــم برای روز های کودکـی تنگ شـده...

دلــــم برای روز های کودکـی تنگ شـده...

⇦روزهایی کـه توش نه غم و غصه بود و نه نگــرانی و تـــرس⇨

↫روز هایی که آدمـا برای لذت بردن تن به هـر گناهی نمیدادن↬

↶روز هایی که دوست داشتن ها بدون چـرتکه انداختن بود↷

روز هایی که آدما آنقــدر راحت به هم دروغ نمیگفتـن

✔انگار اون موقع ها آدما♥خــــــــدا♥رو بیشــتر و نزدیک تر حــس میکــردن✔

حالا چــه به سرمون اومده!!!

"چــــرا آنقـدر عوض شدیم"
دلــــم گـــرفته از هیاهوی مــردم این شهـــر
هــــوای دلم بس ابریست...

دلـــم میــخواد برگردم به اون روزی کـه کفش های پاشنه بلنـــد مامانمو میپوشیدمو و دعا میکــردم زودتـر بزرگ بشم

⇜به اون روز برگــردمو و دعا کــنم که هیــــچوقت بزرگ نشــــم...⇝
دیدگاه ها (۱۱)

سلاممممم

سلام و ارادت به همه‌ی دوستان عزیز و همراهان همیشگی‌ام 🤍🌱به‌خ...

𓆩♡𓆪 «و این‌گونه، داستان ما به فصلِ هزارم رسید…» 𓆩♡𓆪گاهی بعضی...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣۳۱🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)ولی کاملا اشتباه فکر م...

★彡   Part 49 彡★ من اینطوری نبودم.هیچ وقت، انقدر که الان هستم...

which one part 12اما حیف که دور بودن کاریش هم نمیشد کرداما و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط