یک قفل زدم بر دل و

یک قفل زدم بر دل و
پیمانه شکستم
ساقی نظر انداخت
به میخانه نشستم

بر چشم زدم طعنه
که این بار نبازی
زان مستی چشمش
دل دیوانه شکستم
دیدگاه ها (۱)

پشت دیوار همین #کوچــه به دارم بزنیدمن که رفتم بنشینید و ......

چشم بگشا🌷 تا طلوع آسمان پیدا شوداطلسےهاے زمان🌷 در هر نفس شید...

نشد یک لحظه از یادت جدا دل،، زهی دل، آفرین دل، مرحبا دل،، ز ...

یک لحظه قَدَم شبیهِ آهو برداشت این شد که تمامِ پیکرم مو بردا...

عاشقانه های شبنم

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط