. . .

. . .
قلبم را اگر
ب چند قسمت تقسیم کنم
شاید
بزرگ ترین قسمت آن
از آن ه توست
میدانم باور نمیکنی
و نخواهی کرد
ولی بدان مهربانم
هرچقدر هم ک در قلب زخمی ام
بزرگ بنمایی
تمام این قلب کوچک را هم
اگر تصاحب کرده باشی
در نظر آنچنان حقیر گشتی
ک وساعت ات درونم هیچ ب چشم نمی آید
ای کاش در دل ذره ای بودی
ولی در نگاهم آنقدر گسترده
ک قادر ب دیدن
جز تویی نبودم
دیدگاه ها (۳)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :مخلوقات به طور کلّی به...

عاشقانه های پاکقسمت نود و پنجصبح هدی با صدای بلند خداحافظی ک...

فهمیدم ک این کوچولو ک یک دنیا شادی ب خانه ما هدیه کرده بود ی...

مادرانه ای برای آرامش

عاشقانه های پاکقسمت هشتاد و هفتعاشق طبیعت بود و چون قبل ازدو...

قسمت هشتاد و ششعاشق طبیعت بود و چون قبل #ازدواجمان کوه نورد ...

نومیدی

قسمت چهل و سه-سلام بابابرگشتم ...ایوب ب نرده ها تکیه زده بود...

قسمت نود و سهکنار دیوار بی حال نشسته بود....خون تازه تا روی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط