چندپارتی درخواستی جونگکوک

چندپارتی درخواستی جونگکوک
عنوان : اسلاید دوم


پارت اول


تو و جونگ‌کوک از وقتی یادته کنار هم بزرگ شدید. پسر عموت بود، اما مثل یه برادر همیشه مزاحم بود! از همون اول، با هم نمی‌ساختید.

یه روز اسباب‌بازی‌ت رو خراب می‌کرد، یه روز دفتر نقاشی‌ش رو پاره می‌کردی. دعواهاتون معروف بود بین تمام افراد خانواده‌ی مافیایی جئون.


بله، شما دوتا از نوادگان خانواده‌ای مافیایی بودید که باهوشی و جسارتتون باعث می‌شد همه مطمئن باشن نسل بعدی، توسط شما رهبری میشه.
ولی فقط یه مشکل بود:

شما دو نفر حتی نمی‌تونستید ۵ دقیقه بدون جر و بحث کنار هم باشین!

جونگ‌کوک با اون نگاه مغرور و چشمایی که هر چیزی رو آنالیز می‌کرد، همیشه یه قدم جلوتر بود. ولی تو؟
تو هم کم نمی‌آوردی. از تمرینات تیراندازی گرفته تا تحلیل استراتژی‌های قاچاق، همیشه نشون می‌دادی توی قدرت، چیزی ازش کم نداری.

تا اینکه، یه شب، دور میز بزرگ اتاق جلسات مافیا، پدر تو و پدر جونگ‌کوک (که با هم شریک تجاری و خونی بودن)، تصمیمی گرفتن که همه‌چی رو تغییر داد.



***


– باید ازدواج کنید.
صدای سرد پدر جونگ‌کوک بود.

تو لبخند زدی. از اون لبخندایی که خطرناکه.

– من؟ با این کله‌شق؟ عمراً!

جونگ‌کوک هم بدون مکث گفت:
– خودکشی کنم راحت‌تره.


ولی تصمیم، تصمیم بود.
شرکت‌تون که پوشش تجارت مافیایی خانواده بود، دچار خطر شده بود. رقبای بین‌المللی بوی ضعف رو حس کرده بودن، و برای اثبات اتحاد و قدرت خانواده، این ازدواج بهترین راه بود.


همه‌چی خیلی سریع اتفاق افتاد.
یه عروسی مجلل در قصری وسط کوهستان، با محافظ‌هایی که حتی لبخند نمی‌زدن. در ظاهر، همه‌چیز عالی بود. ولی زیر لب، هنوز سر هر چیزی بحث می‌کردید. حتی سر مدل دکور اتاق خواب!

اما چیزی در نگاه جونگ‌کوک تغییر کرده بود. دیگه فقط اون پسر لجباز نبود. گاهی نگاهت می‌کرد... یه جوری که انگار دنبال چیزی تو چشم‌هات می‌گشت.

گاهی شب‌ها، وقتی فکر می‌کردی خوابه، می‌دیدی داره نگات می‌کنه. و تو هم... کم‌کم داشتی اون ضربان قلب لعنتی رو احساس می‌کردی.


ادامه دارد .....
دیدگاه ها (۰)

پارت دوم مدتی از ازدواج اجباری‌تون گذشته بود. دیگه اون همه د...

پارت سوم (اخر)از اون شب به بعد...همه‌چیز بین‌تون عوض شد. هنو...

چقدر قشنگه 😍واقعا منطق بعضیارو درک نمیکنم خوشت نمیاد چرا نگا...

تکپارتی جیمین عنوان: «در ضربانِ تو»هوای شب سئول کمی سرد بود،...

(وقتی به اون یه نفر تو زندگیم فکر می کنم و می فهمم اون حتی م...

معرفی فیک جدید

پارت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط