چهره ام زرد شد و بخت

چهره ام زرد شد و بخت
سپیدم نرسید

خوش به اقبال خزانی که زمستان
شده است

#احسان_افشاری
دیدگاه ها (۳)

یَتسربُ آلوجَع مِن مَسامات آلصَمت فَلآ صَمتنا یَسترنآ و لا ن...

نشستہ ام بہ تماشـــاے دردهاے خودمتو از سڪوت غزلهاے من چہ مے ...

به گمانم فرداروز خوبی بـاشدصورتِ ماه به من می گویدگرچه شب تا...

دارمحسرت هایم را می چینم!این موها را، نه کسی نوازش کرده، نه ...

سال جدید و عزیزمخدا کند در را که باز کردیمیک دنیا دلخوشی و خ...

پارت ۴عشق اجباری _خوبه این کارتو بگیر فردا ساعت ۸ بیا به این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط