دختر در حال خوندن نمازه که پسر میاد و روبروش میشینه
دختر در حال خوندن نمازه که پسر میاد و روبروش میشینه
و محو تماشای او میشه و وقتی نمازش تموم میشه میاد و گوشه ی چادرشو میبوسه و میگه:عشقم پاکی وجودتو دوست دارم منو یاد مامان بزرگم انداختی...
دختر:من مثل مامان بزرگتم؟مامان بزرگ عمته صبر کن تا حالیت کنم...و پسر فرار میکنه
این یعنی خوشبختی....
و محو تماشای او میشه و وقتی نمازش تموم میشه میاد و گوشه ی چادرشو میبوسه و میگه:عشقم پاکی وجودتو دوست دارم منو یاد مامان بزرگم انداختی...
دختر:من مثل مامان بزرگتم؟مامان بزرگ عمته صبر کن تا حالیت کنم...و پسر فرار میکنه
این یعنی خوشبختی....
- ۱.۲k
- ۱۹ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط