دختر در حال خوندن نمازه که پسر میاد و روبروش میشینه

دختر در حال خوندن نمازه که پسر میاد و روبروش میشینه
و محو تماشای او میشه و وقتی نمازش تموم میشه میاد و گوشه ی چادرشو میبوسه و میگه:عشقم پاکی وجودتو دوست دارم منو یاد مامان بزرگم انداختی...
دختر:من مثل مامان بزرگتم؟مامان بزرگ عمته صبر کن تا حالیت کنم...و پسر فرار میکنه
این یعنی خوشبختی....
دیدگاه ها (۳)

ﺍﯾﻨﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﯾﻬﻮ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﺑﺪ ﻣﯿﺸﻦ .. ﺍﯾﻨﺎ ﺭﻭ ﺍﺫﯾﺖ ﻧﮑن .. ﺍﯾﻨﺎ ﯾﻪ ﺁ...

یه سوال... خدا تنهاس یا تنهاش گذاشتیم؟؟

اصــن دخـدر... بـاس ریـزه مـیـزه بـاشـه... قـدشـم از ادم کـو...

لـفـظ نیـا ما زبــون همــو نمیـفـهمیـم الفبای هـرزگــے نخو...

علامت ا/ت:○علامت دیگران:_#سکوت_سرخ_پارت_نهم خط باریکِ حاصل ا...

پسر داییم انقد ترسو از شوخی بهش میگم(وقتی همجا تاریک باشه و ...

عسلی رمان

رمان عشق سیاه و سفید///part;44~

پسر:چیزی شده؟😕 دختر:ن آقاییم خو حفم تموم شده تو حف بزن😢 😍 ...

part: 17عشق بی رنگ ا.ت: خب میشنوم ته: ببین من وقتی ۷ سالم بو...

بخونید تااخرش😔 دختر:عشقم؟:crying_face:ینی میشه منو و توام ی ...

بخونید تااخرش😔 دختر:عشقم؟:crying_face:ینی میشه منو و توام ی ...

بخونید تااخرش😔 دختر:عشقم؟:crying_face:ینی میشه منو و توام ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط