تکه ای از قلب من جا مانده اما می روم

تکه ای از قلب من جا مانده اما می روم
خسته اما با وجود لرزش پا می روم"*
نیست در قلبت برای عشق من جایی دگر
عاشقانه اشک می ریزم، از اینجا می روم
می روم تا دیگرانی گرچه عاشق نیستند
جای در قلبت بگیرند و ز دنیا می روم
مرگ یعنی آرزویی تلخ، بعد از عاشقی
همچنان قویی تک و تنها به دریا می روم
می زنم دل را به دریای غم و اندوه ها
تا ته طوفان، ته گرداب غمها می روم
خوب می دانم که داری انتظار رفتنم
شک نکن، چون خواستی، امروز و فردا می روم
پیش تو، در لابلای زلف پر پیچ و خمت...
تکه ای از قلب من جا مانده اما می روم
دیدگاه ها (۱)

من بارخ چون خزانزردم بی توتو بارخ چون بهارچونی بی من؟

دلخوش مگه داریم تو دنیای پر از غم؟من ماندم و دنیایی از اندوه...

بارالها…از کوی تو بیرون نشودپای خیالمنکند فرق به حالم ....چه...

تو را خواهم وگرنه یار کم نیستگلی خواهم وگرنه خار کم نیستگلی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط