تو که میدونستی من هیچی نمیخوام ازت من همه چی خدا بهم داده

تو که میدونستی من هیچی نمیخوام ازت من همه چی خدا بهم داده بود ازش یه عشق خواسته بودم فقط چرا اومدی تو زندگیم من که دورت میگشتم بی انصاف خودتو همه ی اطرافیانت میدونستن که چقدر من تو رو دوست دارم چرا دور زدی گناه ام محبتم بود و عشق راستینم گناهم به راستی چه بود نامرد حداقل بیا و جواب این چرا رو بده بعد برو تو اغوشش و نفس نفس بزن من اینجا با تمام وجودم از خدا خواستم تا زمینت بزنه تو اونجا خوش باش زمین گرده مطمئن باش
دیدگاه ها (۱)

ابلیس

قلب من رو با این بی توجه‌ایت به درد نیار...گرمای دستای بزرگش...

ابلیس

the end-part 2

P1چراغ قوه رو روشن کردم((۵ شرور، قصه ای که توی همه کتابای کم...

پارت ۶ازش جدا شدم و دیدم داره میخنده.گفتم:سوهی: چته!؟ چرا می...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 12 جک ویودر رو باز ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 34سلام دخترا برای پا...

آخرین جمله رو با گچ سفید نوشت و دستشو از تخته برداشت."خیلی خ...

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط