من از نادان درس آموز ، می ترسم

من از نادان درس آموز ، می ترسم
من از دیوانه ی دل سوز، می ترسم

نمی ترسم من از افتادن این درس
من از استاد ترس آموز ، می ترسم

نمی ترسم من از تاریکی شب ها
من از شمع دروغ افروز، می ترسم

نمی ترسم من از دشمن خیالی نیست
من از هم سنگر مرموز، می ترسم

نمی ترسم که غیری کینه می ورزد
من از یاران کین اندوز می ترسم

نمی ترسم من از عریانیم ، حتی
من از خیاط تهمت دوز می ترسم

نمی ترسم من از امروز و فردا هیچ
من از فردای بی امروز، می ترسم َ
دیدگاه ها (۵)

دلم خوش است که این شهر ، شهر قرانی ست و دین مردم  این منطقه ...

از من تا خدا راهی نیستفاصله ایست به درازای من تا منو در این ...

کاش می شد در نمازم عشق را دعوت کنم ...کاش می شد بهتر از آن ب...

.نمرود من! با دست هایت کوره می سازی؟در بین آغوشت مرا مستوره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط