𝕻𝕬𝕽𝕿 7

𝕻𝕬𝕽𝕿 7
این قسمت : کنسرت

•••••••••••••••••
در ذهن هوپی : الا خوابیده تو بقلم خیلی ناز خوابیده بود گذاشمتش روی تختش بعد پتورو روش کشیدم تا سردش نشه یکم تمرین کردم چون فردا کنسرت بود لباسام رو اماده کردم بعد خوابیدم
در ذهن شوگا : الا فقط دستم بهت برسه وای دوباره این دختره یونا زنگ زد الان من اینو چکار کنم
شوگا : الو
یونا : سلام عشقم خوبی
شوگا : چی میخوای یونا
یونا : میشه بیام خونت
شوگا : باش.....بیا

••••••••••••••••••

ویو نویسنده؛:؛ اینجا یونا دوس دختر شوگا ولی الان شوگا دوسش نداره چون کم‌کم داره عاشقه الا میشه ، یونا رسید خونه
یونا : سلام خوبی
شوگا: سلام ‌... مرسی
یونا : شام خوردی
شوگا : نه
یونا : نمیخوای برات درست کنم
شوگا : امممم اره ممنون
یونا : باشه نیم ساعته اماده‌اس

••••••••••••••••••••

ویو نویسنده ؛:
صبح شد یونا پیش شوگا مونده بود جیهوپ بلند شد الا رو بیدار کرد باهم صبحانه خوردن یکم تمرین کردن یعنی دو ساعت بعد رفتن لباساشون رو پوشیدن بعد میکاپ آرتیست ها اومدن میکاپشون کردن بعد دو ساعت 8 بود اجرا رو انجام دادن کنسرت kiIin it girI بود و خیلی خسته شده بودن و از اونجا هم اعصا گفتن بیان کره و برای فردا بلیط گرفتن

••••••••••••••••••••

ویو نویسنده ؛:
صبح ک شد رفتن شوگا هم با یونا رفت رسیدن خونه‌ی هشت نفرشون الا سرش رو انداخته بود پایین از ترس شوگا وقتی شوگا رو میدید اون درد رو احساس میکرد
الا رفت اتاقش بعد شوگا مخفیانه اومد تو اتاقش
الا : در زدن بلد نیستی
شوگا : من نیازی برای در زدن ندارم حالا بگو ببینم
الا : چیو بگم
شوگا : تو مشکوک میزنی حتما با جیهوپ ی کاری کردی نه
الا : نخیرم
شوگا : داری دروغ میگی راستشو بگو الا
الا : دارم راستشو میگم باور کن

••••••••••••••••••

شوگا : فک میکنی من باور میکنم هان
الا : شوگا تو ک منو دوس نداری برا چی نامزدیو قبول کردی بگو دلیلش چیه واقعا
شوگا : نه بابا میخوای اینو هم بگم به تو ربطی نداره جواب منو بده سوال اضافی هم نپرس
الا : باشه حقیقتو میخوای
شوگا : اره
الا : حقیقت اینه ک من تو رو دوس ندارم
شوگا : الا جواب بده گفتم
الا : شوگا همین الان نری بیرون جیغ میزنمااا
شوگا : خب بزن ب درک
الا : باشه خودت خواستی....

••••••••••••••••

ویو الا ؛:
من میخواستم جیغ بزنم ک شوگا دستش رو تو دهنم گرفت و نزدیک بود خفم کنهشوگا : ببین الان کاریت ندارم اگه یبار دیگ به حرفم گوش نکنی اون کارو میکنم اما محکمتر
الا : باش باشه ولم کن...........
یو الا ؛:
میخواستم حرف بزنم ک ی حالت بد بهم دست داد شوگا رو حول دادم رفتم سمت دستشویی خون بالا اوردم و اونم دو لیتر و اصلا نمیتونستم نفس بکشم ک شوگا و جیمین اومدن کمکم منو اوردن رو کاناپه نشستم انقدر حالم بد بود میخواستم همین الان بمیرم

•••••••••••••••

جین: الا حالت خوب نیس بریم دکتر
جونکوک: باید بری وضعیت بدی
الا: من.... حالم خوبه نگران نباشین
جیهوپ: مطمئنی حالت خوبه کاملا
الا : اره خوبم
ویو نویسنده :؛ جیمین دستش رو پیشونیع الا
جیمین: معلومه حالت خوبه داری از تب میسوزی
تهیونگ: پاشو بریم دکتر
الا : نمیخوام
نامجون: یعنی چی نمیخوای باید بیای
الا : انقدر شلوغش نکنین
شوگا : جین برو ی دستمال خیس بیار
جین: باشه

••••••••••••••••

ویو نویسنده : جین دستمال رو اورد
جین : بیا
شوگا : دستت درد نکنه
ویو الا : شوگا با دستمال خیس صورتم رو کشید بعد بازوهام
الا : لازم نیس اینکارو بکنی
شوگا: خوابت میاد
الا : نه
شوگا: سردت ک نیس
الا : اره
شوگا: پاشو برو اتاقت بخواب ی چند ساعتی
الا : باشه

◄°l||l° ☆✯ °l||l°►◄°l||l° ☆✯ °l||l°►

🌼ادامه در پارت 8 🌼

🌸حمایتتت یادتون نره🌸

🌼🌸اگ حمایتتت نمیکنید به‌خدا میام دم خونتون و میکشمتون 🔪😠
دیدگاه ها (۰)

𝕻𝕬𝕽𝕿 6این قسمت : اعضا▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎در ذهن هوپی : ک خواب...

𝕻𝕬𝕽𝕿 5¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ویو الا : من اینجا چکار میکنم نکنه جیهو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط