گیرم که باران هم آمد
گیرم که باران هم آمد...
همه چیز را هم شست...
هوا هم عالی شد...
فایده اش برای من چیست؟
هوای دل من بی تو پس است
به من گفت بروگورت راگم کن وحالاهرروزباگریه دنبال قبرمن میگردد!کاش آرام وپیش خودت زیرزبانی میگفتی زبانم لال.
خواستم هرچه را که بوی تو میداد بسوزانم ؛ جانم آتش گرفت !
دیدی که سخت نیست تنهابدون من؟
و صبح میشودشبهابدون من؟
این نبض زندگی بی وقفه میزند
فرقی نمیکندبامن، بدون من
،
دیروزاگرچه سخت،، امروز هم گذشت،،طوری نمیشود
فردابدون من!
همه چیز را هم شست...
هوا هم عالی شد...
فایده اش برای من چیست؟
هوای دل من بی تو پس است
به من گفت بروگورت راگم کن وحالاهرروزباگریه دنبال قبرمن میگردد!کاش آرام وپیش خودت زیرزبانی میگفتی زبانم لال.
خواستم هرچه را که بوی تو میداد بسوزانم ؛ جانم آتش گرفت !
دیدی که سخت نیست تنهابدون من؟
و صبح میشودشبهابدون من؟
این نبض زندگی بی وقفه میزند
فرقی نمیکندبامن، بدون من
،
دیروزاگرچه سخت،، امروز هم گذشت،،طوری نمیشود
فردابدون من!
- ۴۳۱
- ۲۸ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط