کاش هر صبح ، به دیدارِ تو، بیدار شدن

کاش هر صبح ، به دیدارِ تو، بیدار شدن
تو دوا باشی و، با عشقِ تو بیمار شدن

با تو بودن همه ی عمر، نفَس در نفَس ات
سر به گیسوی تو، از عطرِ تو سرشار شدن

مثلِ برگِ گُلِ سرخ و لبِ خورشیدِ بهار
سِیر ، از طعمِ خوشِ بوسه ی دیدار شدن

حُسن ، آن نیست که آن کودکِ کنعانی داشت
حُسن را ، چشمِ تو بایست خریدار شدن

تو اگر باغچه را نیمِ نگاهی بکُنی
گُلِ بابونه ندارد غمِ بی بار شدن
دیدگاه ها (۸)

پدرخوانده²p⁵جونگکوک مات و مبهوت به ا.ت خیره موند. انگار یه س...

چند پارتی جدید داریمممم صدای زنگوله بالای در که چرخید، حتی ل...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط