میان کودکی ام ریلیست تا مرز زندگی

میان کودکی ام ریلیست تا مرز زندگی
که میسراید بر قطار زندگی
سوزن بانش مادر ،که میزند کوک بر قطار زندگی
اینجا ایستگاه آخر یعنی تو
تویی که رفته ای از قطار زندگی
که میشود ماحصلش ایستگاه زندگی
خط پایان شعر با غزل های زندگی
دیدگاه ها (۱)

مژگان عباسلو؛ شاعرِ پزشکمژگان عباسلو شاعر، نویسنده و پزشک ای...

«آخرین ایستگاه»پارت دومیک روز بارانی، نیلا منتظرش ماند.قرارش...

حالی به باغ نیست

پارت هفتم: ایستگاه قدیمیصبح روز بعد، فضای هتل عجیب و سنگین ب...

پارت ۶۵ صبح روز بعد، هوا گرفته و ابری بود.آریانا از پنجره‌ی ...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۷۰: گفتگوی آخر شبخونه سوآ کم‌کم داشت ساکت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط