پارت ۲
پارت ۲
وقتی عضو هشتم بودی و جیهوپ عاشقته
*پرش زمانی به چند شب پیش*
اونشب ارین خیلی ناراحت بود و دلش گرفته بود و تنها از خونه بیرون زد و توی خیابون قدم میزد که یدفعه یه مرد مست و میبینه که به سمت ارین میاد ارین یکمی ترسید ولی دقتی دقت کرد دید اون مرد جیهوپه تعجب کرده بود به سمتش رفت و
ارین:جیهوپ خوبی چت شده
جیهوپ:میشه بیام داخل خونت
ارین: اره اره بیا بریم
و جیهوپو و باخودش میبره توی خونش
ارین:خب تعریف کن ببینم چرا انقدر مستی
جیهوپ:ارین من عاشق شدم
ارین صدای شکستن قلبش و شنید ولی با تمام وجود پرسید
ارین:خب کیه
جیهوپ:اون یه دختر فوق العاده خوشگل و مهربونه خیلی باهوشه همسن توعه
ارین:عاشق شدن خیلی خوبه که
جیهوپ:ولی اون شاید منو دوست نداشته باشه
ارین:از کجا میدونی بزا برات یه لیوان آب بیارم
ارین همینکه میره تا برای جیهوپ آب بیاره میبینه جیهوپ با حالت خمار داره نگاش میکنه یدفعه به سمت ارین میاد و شروع به بوسیدنش میکنه و به جاهای باریک کشیده میشه(به ماربطی نداره خواهرا)
*پایان فلش بک*
ارین:اوفففففف نه امکان نداره اون باشه ولی باید برم دکتر
رفت و یه استایل دارک زد و ماسک پوشید و رفت بیرون و وقتی رفت دکتر خیلی استرس داشت دکتر بهش گفت ازمایش بده و وقتی جواب آزمایش اومد حال ارین افتضاح شد درسته اون الان تیکه ای از جیهوپ توی وجودش داشته رشد میکرده ترسیده بود و نمیدونست چیکار کنه سردرگم شده بود کاری هم از دستش بر نمیومد سریع به جیهوپ زنگ زد
ارین:جیهوپ چیزی نگو فقط بیا خونه من سریع
و تلفن و قط کرد
.................
وقتی عضو هشتم بودی و جیهوپ عاشقته
*پرش زمانی به چند شب پیش*
اونشب ارین خیلی ناراحت بود و دلش گرفته بود و تنها از خونه بیرون زد و توی خیابون قدم میزد که یدفعه یه مرد مست و میبینه که به سمت ارین میاد ارین یکمی ترسید ولی دقتی دقت کرد دید اون مرد جیهوپه تعجب کرده بود به سمتش رفت و
ارین:جیهوپ خوبی چت شده
جیهوپ:میشه بیام داخل خونت
ارین: اره اره بیا بریم
و جیهوپو و باخودش میبره توی خونش
ارین:خب تعریف کن ببینم چرا انقدر مستی
جیهوپ:ارین من عاشق شدم
ارین صدای شکستن قلبش و شنید ولی با تمام وجود پرسید
ارین:خب کیه
جیهوپ:اون یه دختر فوق العاده خوشگل و مهربونه خیلی باهوشه همسن توعه
ارین:عاشق شدن خیلی خوبه که
جیهوپ:ولی اون شاید منو دوست نداشته باشه
ارین:از کجا میدونی بزا برات یه لیوان آب بیارم
ارین همینکه میره تا برای جیهوپ آب بیاره میبینه جیهوپ با حالت خمار داره نگاش میکنه یدفعه به سمت ارین میاد و شروع به بوسیدنش میکنه و به جاهای باریک کشیده میشه(به ماربطی نداره خواهرا)
*پایان فلش بک*
ارین:اوفففففف نه امکان نداره اون باشه ولی باید برم دکتر
رفت و یه استایل دارک زد و ماسک پوشید و رفت بیرون و وقتی رفت دکتر خیلی استرس داشت دکتر بهش گفت ازمایش بده و وقتی جواب آزمایش اومد حال ارین افتضاح شد درسته اون الان تیکه ای از جیهوپ توی وجودش داشته رشد میکرده ترسیده بود و نمیدونست چیکار کنه سردرگم شده بود کاری هم از دستش بر نمیومد سریع به جیهوپ زنگ زد
ارین:جیهوپ چیزی نگو فقط بیا خونه من سریع
و تلفن و قط کرد
.................
- ۱۰.۱k
- ۲۹ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط