مجال گریزی.

مجال گریزی.
فرصت فریادی.
حتا اختیار انتخاب
جایی برای گلوله،نبود.
این صدای متعجبی که قرن هاست,
از تنفگ ها به شکل آوازی غریب
به گوش می رسد،
خیال سکوت که ندارد.
این جنگ تن به تن نابرابر میان قلم،
و آواز خارج از دستگاه نفرت.
این هرزه گرد اشاره ای با انگشت میانی,
درنگ میان این نزاع تعفن برانگیز,
چه داشت که ما را مجال گریزی و فرصت فریادی و اختیار انتخابی نداد؟ چه بودیم که قلم ها از دست های ما بیزار شدند؟
چه کردیم که با کرم های اعتقاد و عقیده،
حال کاغذها را به هم زدیم و ترحم نوشتن را بازیچه کردیم؟
بیا برگردیم.
به همان غار احمقانه و موقر خویش.
ای انسان جاهل.
ای نمود حقارت و پشیمانی.
هنوز مرا یارای نوشتن است
با خون تو.
انگشت میانی ام را یادگاری ات کن.
دیدگاه ها (۳)

دلتـنگ نوشتن امـا نمیتوانــم بنویــسم !قلم بی جانم ازمیـان ا...

دلتـنگ نوشتن امـا نمیتوانــم بنویــسم !قلم بی جانم ازمیـان ا...

.یادداشت کیهاناین نیز گفتنی است! حسین شریعتمداری:اگر برای تص...

تو با این هوش و ذکاوت و این نبوغ با این استعداد خارق العاده ...

یا ایتها النفس المطمئنه »#اِنا_الله_و_اِنا_إلیهِ_راجِعون وَ ...

داستان پسر 20 ساله و دختر 16 ساله دختر نوجوان و 16ساله‌ای به...

🔰کیهان:اگر در برخورد قاطع با آشوبگران مماشات نمی‌شد، احتمالا، تروریست‌های‌ مهاجمان به شاهچراغ(ع) دستگیر می‌شدند...🔰

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 46✦....................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط