(Part18)

15 سال دروغ
{ همه چیز درمورد او دروغ بود دروغی خواستنی...}
7 اکتبر2029
جئون جونگکوک:
هیما خمیازه ای کشید و بلند شد"من خوابم میاد میرم بخوابم" دروغ گوی شیطان فکر کرده نمیدونم امشب کنسرت ارواح هستش
منم میتونم به کنسرت برم بلیت جلوی کنسرت ارواح برای انسان ها دادن خون یا قرارداد با یه شیطانه ولی انسان هایی که برای دیدن یه روح با یک شیطان قرار داد میبندند بسیار احمق هستند
ساعت 3 شب( دنیای شیاطن منطقعه ی مرگ کنسرت ارواح)
در حالی که در ردیف جلو درحالی که یه سویشرت پوشیدم که زیبش بازه وبدنم زیرش معلومه چون هیچی نپوشیدم این طبیعی ترین استایله تو دنیایی شیاطینه! دوتا شیطان مرد که یکیشون شاخ های داز وسرخی داره ودیگری مردمک مانند گربه دارد کنارم نشستن ودرمورد هیما که در دنیای شیاطین اسمش لتیشیاست حرف میزنن شیطان شاخ دار گفت"اون دختره تو سال فقط 3 کنسرت میزاره وچون قدرت ارواح رو هم داره این از همه باشکوه تره نه اینکه بقیه بد باشن اونا هم خوبن ولی تو این کنسرت سک.سی تره" باشندین کلمه آخر از شدت عصبانست رگ گردنم معلوم بود خونم به جوش درامده بود شیطان دیگه جوابشو داد"شنیدم حتی یه بارم رابطه نداشته! به عنوان یه شیطان خیلی محافظه کاره این برای یه پرنسس شیطان غیر ممکنه حتی با نامزدش اون دختر خیلی قشنگه به نظرت حیف نیست؟"
_*خنده ای کرد* نظرت چیه اولین تجربش با من باشه؟
_گوه نخور اون مال منه
_ولی اینا هیچ کدوم درمقابل صداش هیچی نیست اون صدای اون صدا..
_غیر قابل توصیفه...
_و امشب خال کوبیش پدیدار میشه خیلی خوبه رو بدنش میبنمش
به جلو نگاه کردم ولبخندی زدم و دستانم را مشت کردم جوری که ازش خون آمد این دو شیطان وقتی از این کنسرت بیرون برن دیگه قرار نیست صبح روببینن البته اگه زنده هم باشن اعضای بدنی به اسم چشم و دهن نخواهند داشت خیلی خودمو کنترل کردم که همین الان این کارو نکنم زبانم رو داخل دهنم چرخوندم این عادت منه یهو تمام چراخ ها به شکل جذابی به سمت صفحه رروشن شدن و هیما با جادو ای به صورت کم کم وریزه ریزه روی صحنه پدیدار شد موهای قهوایش را سیاه کرده بود وچشمان بنفشش میدخشیدند نیم تنه ای قرمز وشروالک قرمز واقعا تحریک کننده بود البته تا اینکه چشمم به اون خالکوبی مار روی شکمش افتاد یاد حرف اون شیطان افتادم"فقط تو این روز از سال خالکوبیش معلوم میشه!" خال کوبی موقته؟ چشمانشو باز کرد وشروع به رقصیدن کرد طوری رقص های کیپاپ رو انجام میداد که انگار... انگارماه این کنسرته ولی این مهم نبود صداش ..صداش نجوای صبح از ماه زیبا تر از صدای فرشتگان بهتر جوری که اگه تو آهنگش بگه خودتو بکش همه ی کسانی که بهش نگاه میکردن خودشونو میکشتن ولی اون خالکوبی اون خالکوبی مار داشت حرکت میکرد با خوندنش از روی کمرش اومد توی گردنش و بعد روی دستاش. خالکوبی ارواح! یه جا درموردش خونده بودم ولی فکر میکردم دروغه! همه چیز درمورد او دروغ بود دروغی زیبا یا شایدم حقیقت...
ادامه دار.....(راستش اگه درخواستی داشتین میتونین منو به اسم مستعارم یعنی" میا" یا لقبی که دوستانم برام گذاشتن صدا کنین
....از طرف نویسنده امیدوارم خوشتون اومده باشه)








#بنگتن
#بی_تی_اس
#آرمی
#اتحاد_آرمی_های_ایران
#بنگتن_بویز
#کیپاپ
#نامجون
#جین
#شوگا
#یونگی
#جیهوپ
#هوسوک
#جیمین
#وی
#تهیونگ
#جونگکوک
#جانگکوک
#بنفش

#استی
#هیونجین
#فلیکس
#چان
#بنگ چان
#استار
#سونگمین
#لینو
# انیمه
# بی تی اس
#گوجو ساتورو
#جوجوتسو کایست
#کره
#کیدراما
#کیدرامر
#بک
دیدگاه ها (۶)

📗زنی به عنوان حیوان خونگی یه مار داشت و خیلی اون مارو دوست د...

دارم یجوری حرص میخورم انگار عین موزان بعد سالها تلاش جنگیدن ...

«روگار ای روزگار… لعنت به زخم بیکسی»بعضی وقتا یه ملودی میاد ...

🍃تـــوجه🍃از این عکس برای عکس پروفایل خود استفاده نکنید.یه عک...

__جونگکوک که کنسرت پسرا رفته بود تو لایو درمورد کنسرتشون حرف...

مانهوا | ill be the matriarch in this life

#سناریوموضوع:(عضو نهمیم یه بالشت داریم که هرشب موقع خواب بغل...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط