امروووز

امروووز
با دوستم
اومدیم اینجا
غرووبش فوق العاده دلگیرر بوود
انگار میخواستن قلبمو از تو سینم در بیارررن
چ درد بدیه تنهایی...
دیدگاه ها (۱)

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

پارت ۳۲پیتر :چته روانی هستی تو؟جونگ کوک:اگه یه بار دیگه اسم ...

گمشده در روشنایی. P 4

پارت ۱۲ او ....اون خواهرم بوود ولی ...اون اینجا چیکار میکرد ...

پارت سیزدهم🧡💚قلبی که به تو تعلق داره باکودکودکو: خب توی...

پارت دوم روزها می‌گذشت و اضطراب، مثل ماری دور قلبم می‌پیچید....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط