پارت دو

پارت دو
ته ویو:
داشتم تلویزیون میدیدم که گوشیم زنگ خورد جیمین بود جواب دادم
مکالمشون:
_سلام
جیمین:مثل برق حاضر شو
_یک سلامت کو دو چرا
جیمین:اون یارو که ۱۲ساله دنبالش بودیم رو پیدا کردم
_آفرین حالا کجا بیام
جیمین:شهر.......خیابون‌‌....کوچه..... پلاک ۵۹
_اوکی الان میام
ته سریع میره حاضر میره حاضر میشه میره بیرون سوار ماشینش میشه با سرعت هزار میره میرسه به آدرس جیمین جیمینم خودش اونجا بود
کوک ویو:
داشتم شیرموز میخوردم و توی گوشی بودم که یهو دره خونه شکست(تهیونگ کرده)
_کجاست؟
+کی؟
_تو کی هستی؟
+اسمم جنگکوک هست فامیلیم هم جئون
_پس پسره اون عوضی هستی
+منظورت بابامه
_آره
م ک(مامان کوک):پسرم داری با کی حرف میزنی
مامان کوک با دیدن تهیونگ شک میشه
م ک:پسرم
_مامان(بغض)
(وایییی یعنی چی چیشده در پارت آینده میفمید)
دیدگاه ها (۰)

رمان خون‌آشام من پارت ۴ته : اوو راس میگی خب بگو با دوستم رفت...

شاگرد لوس من

Iove and the moonPart322هفته بعد کوک داخل  شرکت  برای یه سفر...

پارت چهارته: لعنتی تو بچه داری( عصبی داد )یون: نه نههههه من ...

#ازدواج_اجباری P17فردا صبح ساعت ۹:۱۰ دقیقه م.ت: مطمئنی خوبی ...

پارت ۷چند دقیقه گذشت قهوه‌ها رو آوردن داشتم قلوپی‌ از قهوه م...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط