در من پرنده‌ای‌ست،

در من پرنده‌ای‌ست،
بی‌شوق...
بی‌نفس...
پرواز، فراموش... آواز، فراموش...
دیدگاه ها (۴)

مثلِ آن مردابِ غمگینی که نیلوفر نداشت....!!حالِ من بد بود ام...

سر میزنی به سودااما نه دل به دریامحبوب من !مبادا مرد خطر نبا...

شوق پرواز ندارم دیگه

پرنده ای که پرهایش را چیده بودندعاقبت روزیبا قلب خویش پرواز ...

پرواز پر از حس رهایی‌ست ولی ، ای‌کاش زمین گیر شوم در بغلت.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط