چشمانت را ببند و تصور كن

چشمانت را ببند و تصور كن
تمامِ روزهایی را كه در پيشِ رو داری
تمامِ آدم هایی كه هنوز ملاقات نكرده ای
و مطمئن باش
ميانِ همين روزها
يك نفر 
يك جا
آنقدر تو را می خواهد
كه يادت می رود روزی جایی 
كسی از سرِ نديدن و كم ديدن 
تو را نخواست
كه بايد بدانی كسی كه يك قلب را
كه تمام و كمال برای او می تَپد
نخواهد
تا عمر دارد 
قلبی اينچنينی برای لحظه هايش 
نخواهد بود
دیدگاه ها (۱)

غم انگیزیِ یک زن راپشت زیبایی چشمانشو در عمق لبخند تلخش می ت...

چشم هایم که روی پوستت غلت میزنند،فکر میکنم...خدا این رنگ را ...

امنیتتمامِ آرامش خلاصه می شد در همین یک کلامِ سادهکه ما پیچی...

خسته نباشی سرنوشت ...!!روزها یکی پس از دیگری به پایان می‌رسن...

بالاخره یکــ روز تمامـ می‌شود؛این دنیا با تمامـ سربالایی‌ها ...

---گاهی آدم یکی را آنقدر دوست دارد که دیگر هیچ‌کس شبیه او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط