جیمین تفنگ رو به سمت پرنده هدف گرفتدستش کمی لرزش داشت

جیمین تفنگ رو به سمت پرنده هدف گرفت....دستش کمی لرزش داشت و بدنش یخ کرده بود...هنوز قانع نشده بود که باید این پرنده رو بکشه....چشماشو بست و به هیچی فکر نکرده

شوگا:شلیک کن گفتم
با دادی که شوگا زد جیمین چشاشو به سرعت باز کرد و بدون هیچ فکری شلیک کرد
دیدگاه ها (۲۱)

"بازی"🕶part:4🕶شوگا:بد نبود برا اولین بارجیمین:من....من چیکار...

جیمین:نمیخوای درباره این بازی بهم چیزی بگیشوگا:خلاصه میگم......

"بازی"🕶part:3🕶_:بلند شوجیمین:نم...نمیتونم_:باید بلند بشیجیمی...

تن جیمین روی زمین نقش بسته بود و بادیگارد ها اونو همونجا ول ...

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-²⁴همونطور تو فکر پله ها رو بالا می‌رفت و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط