عشق ای شوکت دیرین فراموش شده

عشق! ای شوکت دیرین فراموش شده!
خوش قد و قامتم! ای آتش خاموش شده!

ای ز پا، بر اثر تیغ فریب افتاده!
نیمه‌جان، در شب بیغوله، غریب افتاده!

آخر این خواب نه، کابوس، برای تو که دید؟
این خط شوم پریشان به جبینت که کشید؟

ای نگون بیرق خونین تو بر خاک، ای عشق!
تو و خاک؟ آی برآوردهٔ افلاک! ای عشق!
دیدگاه ها (۵۶)

میگریم و می خندم ، دیوانه چنین بایدمیسوزم ومیسازم ، پروانه چ...

نسبت عشق به من نسبت جان است به تنتو بگو من به تو مشتاق ترم ی...

مژگان به هم بزن كه بپاشی جهان مــنكوبی زمین مــن به سر آسمــ...

به عالم هیچ عیشی را از این خوش‌تر نمی‌دانمکه جام از من تو بس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط