Part
Part⁴²
آسیه: بغض گلومو گرفته بود
نمیدونستم چیکار کنم
هی به دوروک نگاه میکردم اونم به من نگاهامون به هم تمومی نداشت
زوجا اومده بودن اون وسط باهم میرقصیدن
دوروک ناراحت بودم
نمیدونستم چیکار کنم
من هی به چشمای آسیه خیره شده بودم اون نمیتونست تو چشمای من زل بزنه و روشو برمیگردوند به اون طرف
برک: عشقم...
افتخار رقص رو به من میدین
ایبیکه: البته
آسیه: برک و ایبیکه رفتن فقط منو دوروک روبه روی هم تو یه میز مونده بودیم
با خودم می گفتم به نظرت دوروکم بهت پیشنهاد رقصو میده.. فکر نکنم. آسیه ولش کن به نظرم پیشنهاد نمیده
دوروک: نمیدونم پیشنهاد رقص بدم؟؟
نمیدونم آخه به نظرت قبول میکنه؟؟😕
به نظرم منتظره که من پیشنهاد بدم
ایبیکه: به نظرت دوروک به آسیه پیشنهاد میده
برک: نمیدونم
دوروک: دیدم برک داره چشم قره میره که بلند شم به آسیه پیشنهاد بدم
باشه پس بلند شیم ببینیم چی میشه
(بلند میشه و میره کنار آسیه وایمیسته و میگه)
دوروک: آسیه
آسیه: هوم؟
دوروک: میای باهم برقصیم
آسیه: چی؟! شوخی میکنی؟😐
دوروک: نه شوخی ندارم واقعاً میگم
آسیه: دیدم ایبیکه داره چشم قره میره که قبول کنم و برم برقصم
از یه طرف ازش عصبانی بودم از یه طرفم دلم میخواست ببخشمش...
آسیه: بغض گلومو گرفته بود
نمیدونستم چیکار کنم
هی به دوروک نگاه میکردم اونم به من نگاهامون به هم تمومی نداشت
زوجا اومده بودن اون وسط باهم میرقصیدن
دوروک ناراحت بودم
نمیدونستم چیکار کنم
من هی به چشمای آسیه خیره شده بودم اون نمیتونست تو چشمای من زل بزنه و روشو برمیگردوند به اون طرف
برک: عشقم...
افتخار رقص رو به من میدین
ایبیکه: البته
آسیه: برک و ایبیکه رفتن فقط منو دوروک روبه روی هم تو یه میز مونده بودیم
با خودم می گفتم به نظرت دوروکم بهت پیشنهاد رقصو میده.. فکر نکنم. آسیه ولش کن به نظرم پیشنهاد نمیده
دوروک: نمیدونم پیشنهاد رقص بدم؟؟
نمیدونم آخه به نظرت قبول میکنه؟؟😕
به نظرم منتظره که من پیشنهاد بدم
ایبیکه: به نظرت دوروک به آسیه پیشنهاد میده
برک: نمیدونم
دوروک: دیدم برک داره چشم قره میره که بلند شم به آسیه پیشنهاد بدم
باشه پس بلند شیم ببینیم چی میشه
(بلند میشه و میره کنار آسیه وایمیسته و میگه)
دوروک: آسیه
آسیه: هوم؟
دوروک: میای باهم برقصیم
آسیه: چی؟! شوخی میکنی؟😐
دوروک: نه شوخی ندارم واقعاً میگم
آسیه: دیدم ایبیکه داره چشم قره میره که قبول کنم و برم برقصم
از یه طرف ازش عصبانی بودم از یه طرفم دلم میخواست ببخشمش...
- ۲.۷k
- ۰۲ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط