پارت⁷

پارت⁷

جین با جیهوپ اومد داخل

جیهوپ.دکتر عمارته ۲۵سالشه مهربون و دل رحم و....

جیهوپ به سمت لیلی رفت معاینه کرد و بعد از چند مین رو به جین گفت

جیهوپ اوضاعش خوب نیس حتما باید استراحت کنه یه مسکن براش مینویسم با چند تا پماد
دقت کنید استراحت واجبه

جین. با جیهوپ همین جور داشت می‌رفت بیرون حرف زد ته هم دنبالشون رفت

دخترک غرق فکر کردن بود جئون میزاشت استراحت کنه؟

ته.
با جین داشتیم از پله ها بالا میومدیم که بهش گفتم

ته.نظرت چیه سر به سرش بزارم

جین.این دختر همین جور حالش بد هست تو بدترش نکن

ته. سعیمو میکنم دکتر جون

جین.ببین تهیونگ بهش نمیگی من دکترماااا اگه گفتی جرت میدم

ته. جونننننن

بلاخره رسیدیم

ته.حالا اینجا رو نگا چه جوری ایسگاش میکنم.آروم.شیطون.

جین.تهیونگ نکن.آروم

ته‌.راستی جین فهمیدی کوک گفت میخواد با لیلی ازدواج کنه؟.شیطون.

جین........

لیلی. چی؟.داد.

وا....قعا ......دا.....ری.....می...گی

ته.🤣🤣🤣🤣🤣🤣

جین کوسن بغلشو برداشت پرت کرد سمت تهیونگ که تهیونگ از اتاق رفت بیرون که جا خالی بده یهو لیا که با قهوه داشت می‌رفت تهیونگ خورد بهش و قهوه به لباس لیا ریخت و همین طور زمین که ناگهان

........................





لیا.جیغغغغغغغ

کوک که صدای لیا رو فهمید اومد
کوک.چیشدهههه
با صحنه ای به شدت .......روبه رو شد


چند مین بعد


کوک تهیونگ و لیا رو تنبیه کرده بود
اونم چه تنبیهی منو جین فقط داشتیم میخندیدم اما خب با اینکه به من ربطی نداشت بازم به لیا حس خوبی نداشتم

جین.واییی دلمممممم گناه دارن کوک




ادامه دارد.....


ببخشید کم بود این چند وقت درگیرم.....


شرط.

۲۰تا لایک
۱۰تا کامنت
۵الا۶تا فالو
بازنشر هرچی دوست داشتین
دیدگاه ها (۱۱)

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

شاگرد لوس من

#ارباب‌سنگدل #پارت_33 روز ها در پی هم می‌گذشتند و بلاخره ...

part 5🦋فیک:پرنسس کوچولو پادشاه شب👑🌌_________________________...

ᴛᴇᴋᴏᴏᴋ | تک‌پارتی«پسر غرغرو روی من ☆»تهیونگ: چاگی، میای بریم...

سناریو(درخواستی): وقتی پات می‌شکنه :نامجون : کنار تختت نشست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط