چایِ من لبریز و لب دوز است و لب سوز است، آااای!

چایِ من لبریز و لب دوز است و لب سوز است، آااای!
می خوری با من تو چای؟
گرچه کامم تلخ و چایم تلخ و روزگارم نیز تلخ
امّا دلبرم
گر تو آیی
لب گُشایی
لب بریزی
لب بسوزی
لب بدوزی
واااای!
بَه چه محشر می شود
اندازه ی یک چای خوردن
کامِ من شیرین نمایی
دلبرم
ماهِ آبان است و چایی
با تو می چسبد فقط ......
دیدگاه ها (۱)

رسیده‌ام به تواما هنوز دلتنگ‌اَم.انگار به اشتباه‌ْ جای طلوعد...

کلافه کـــــرده ای مــــــراچـــــرا همیشه لبـــــخند هایتاز...

دستم را داغ می گذارمکه نبینمت دیگرتو اما هرشبداغم را تازه می...

.از این غم انگیز تر؟!شعر های مرابرای معشوق خودت بخوانیو من ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط