ادامه پارت جا نشد

ادامه پارت ۴ جا نشد
+رفتیم و شام خوردیم و بعد رفتیم که بخوابیم
+تهیونگی این شب دومیه که باهات می‌خوابم ولی انگار هزار ساله میشناسمت
_چون ما تو دنیای موازی باهم بودیم فکرشو بکن
+با حرفاش لبخندی رو لبم نقش پیدا کرد بعد رفتیم و خوابیدیم
(این آرامش ارامشو عشقی بود که کوک میخواست ولی آرامش قبل از طوفان)
(کیا دلشون میخواد جای کوک باشن من خودم به شخصه دوست دارم جای کوک باشم😂 )
دیدگاه ها (۸)

پارت 5 ویو کوک دوهفته بعد+صبح بود از خواب بیدار شدم دیدم تهی...

پارت ۶ویو تهیونگ _ساعت ۶بود از خونه بهم زنگ زدن و گفتن جونگ ...

پارت ۴+تهیونگ_جانم +تو که عین آدمای اطرافم ولم نمیکنی _بیبی ...

سلام خوشگلام من فردا صبح باید برم بیمارستان شایدهم بستری شم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط