آن هنگام که خدایم افرینشش رو مرور می کرد نمی دانم چرا از

آن هنگام که خدایم افرینشش رو مرور می کرد نمی دانم چرا از واژهای غریبی همچون عظمت درد سکوت وتنهای درذره ذره ذرات سازننده اش استفاده کرد.
فهم این واژگان احتیاج بعشق نداره
هر ره گذری که نظارگر زیبای بی مانندش است این واژه ها رادر ذهن مرور می کند
همه گفتیم از مهماتی که حال کمرنگ شده اند ولی نگفتیم این مهمات کمرنگ نشده اند .بلکه وابستگیهای,دیگر کنارش رنگ پیدا کرده اند
مگر میشود کسی که شادی ومسرت را در چیزی امری شی و...پیدا می کند انرا فراموش کند...
بلکه این زندگی های روزمره ماست که با مشکلات تلخ وشیرینش تنگنا را برای سلایق مان بوجود اورده .
کوه رو دوست دارم .نه ,میشود گفت عاشق عظمت ومهربانیش هستم عاشقانش,میدانند کوه از دریا از اقیانوس وازهرانچه بروی زمین است برای مفرح روح وجسم ادمی مهربان تر وبا سخاوتمند تر است (نمی خواهم وارد جزییات شوم چون باعث تکدر خاطر می گردد)

برایم این تعلق خاطر مهم بوده وهست حتی این زمان که فرصت برای تجدید پیمان بااموزگارم ندارم
فقط می گوییم اموزگار بزرگم اموختم

سخاوت در وقت بزرگی

سکوت در وقت تنهای

محبت در اوج رنج

در لحظه لحظه تنها بودن در کلاس درست ......


اینجا ورای تمام مرزها است ، زبان مشترک تمام کوهنوردان محبت است و دوستی و عشق به طبیعت .
عاشقان کوه و طبیعت عشقتان هرروز پر رنگ تر باد...
.
.
.
و در کنار این تعلق خاطر به یاد ماندنی.فوتبال با تمام مصدومیتهای ریز و درشتش را هم ترک کردم.

#چالش_کوردیش_فایل_من(جناب محسن)



#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
دیدگاه ها (۲)

آیا تا کنون به بی رحمی ساعت اندیشیده اید؟؟!!فقط کافیست که شم...

بهشت در جایی نیست .بهشت در مکانی جغرافیایی قرار ندارد.بهشت ن...

شهر کلار کوردستان عراق_بخش پنجمشهر کلار در اصل از دو بخش اصل...

شهرکلارکوردستان عراق _بخش چهارمدولت عراق در راستای سیاست عرب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط