در کوچه ای که میدانم انتهایش بن بست است به دنبال تو میگرد
در کوچه ای که میدانم انتهایش بن بست است به دنبال تو میگردم و در سکوت شب در تنهایی خود میشکنم با بغض هایی که هر بار راه گلویم را میگیرند و تا پای جان مرا خفه میکنند با اشک هایم و گونه های خیس که دستی برای لمس گونه ام نیست به دنبال دستانت میگردم غافل از اینکه تو حتی بعد سومین عشقت هم مرا ندیدی و درحالی که اولین عشقم بود و من چه خوش خیال با خود میگویم اولین نه اما قطعا اخرین عشقش خواهم بود و چه خیال شیرینی است اینکه تو عاشقم باشی نمیدانم عمر پاسخگوست یا در همان کوچه در خواهم گذشت .....
- ۱.۲k
- ۲۸ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط