فنجان و نبات و آب جوش آوردم

فنجان و نبات و آب جوش آوردم
یک قوری دم کرده ی نوش آوردم

چشمی بنما سفره ی دل باز کنیم
یک دل به شنیدن تو گوش آوردم
دیدگاه ها (۲)

‌بدون شککوچه ها بیشتراز خودِ آدم هاخاطره دارند

برایم بلوز بافتیبرایت...روسریت را باز کن...مرد ها فقط گیسو ب...

به گل گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."به پروان...

گرچه با ساعت من ثانیه_ای بیش نبود ساعتی را که کنارت گذراندم ...

باز مرغ غزلم میل پریدن داردتا به ایوان نجف شوق رسیدن داردنمک...

تکپارتی ریگولوس : چشماتو باز کردی و با دیدن اینکه داری گربه ...

✦•┈┈┈••✦••┈┈┈•✦ چایی آن‌قدر گران شده که آدم قبل از دم‌کردنش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط