پارت شش

پارت شش
ته: دورش رو خط بکش کوک
یون: پس اسمت کوکه
کوک: نیست اسمم جونکوکه ولی کوک صدام میکنن تو میتونی اینجوری صدام کنی
یون: منم یون لی هستم یون صدام میکنن
یونگی میخواست یون رو بغل کنه که ته داد زد
ته: آهای دور شو بینم
یونگی: مگه زن داداش من نیستی
یون: ای خدااا نه نیستم راستی ته اصلا چند سالته
ته: سی سالمه
کوک: تو چند سالته
یون: ته من خیلی‌ از تو کوچیک ترمممم
ته: سن یه عدده
کوک: میگم چند سالتههه
یون: هجده سالمهههه
کوک: ا پس هم سنیم
ته: آخه چرا دروغ میگی تو بیست و نه سالته
یون: نچ نچ دروغگو
جین: ما این وسط علف هستیم نه
یون: ولی از حق نگذریم خیلی‌ جذابی
جین: می‌دونم می‌دونم
جیمین: اگر خواستی فرار کنی از دست ته بهم بگو
ته: تو خفه نمیشی نه بعدم یون مگه به مامانم چی گفتی که میخواستی عذرخواهی کنی
مامان: هیچی هیچی
یون: بهش بی احترامی کردم می‌دونم میخوای الان بزنیم ولی خب
نامجون: ته تو واقعا میزنیش
ته: نامی هیونگ بیخیالش حقش همینه
یون: ببینم تو که مثل جوجه هستی واقعا بهم کمک میکنی فرار کنم
جیمین: من جوجه هستم هوفف بیخیال اوکی فراریت میدم
ته: جیمین جلوی چشم من این کارو می‌کنی
جیمین: بابا یون داره شوخی می‌کنه
مگه نه
یون: من شوخی نمیکنم لطفاً نجاتم بده
جیمین: ته تو کلی زن داری ولش کن بره
ته: تو دلت برای این وحشی نسوزه
همون لحظه شکم یون صدا داد
مامان: دیگه حرف نزنید دخترم گشنشه
یون: خاله ببخشید
ته: صداش کن مامان دهنت عادت کنه عزیزم اون خالت نیست
یون: خاله جون من گشنم نیست
مامان: عزیزم خیلی لاغری چند کیلو هستی
ته: مطمئنی هه هه
یون: به خودت بخند خاله من چهل کیلو هستم
کوک: پیش من زندگی کن مثل این خرس عسلی باهات رفتار نمیکنم
خاله: چرااا
یون: بخاطر مشکل تغذیه ایم هست
کوک: اخی اصلا بگو ببینم تو واقعا میزنیش
ته: آخه به تو چه کوک
مامان: ساکتتت بیاین غذا بخورین یونی دخترم برای تو هم یه چیز دیگه درست میکنم
ته: مامان تو برای ما غذا درست نمیکنی ولی برای این درست می‌کنی
کوک: مام من درست میکنم
مامان: اینجوری صدام نکنیاااا فقط ماماننننن
دیدگاه ها (۰)

*🗣️: جونگ‌کوک، تو بدون توقف کار می‌کنی!جونگ‌کوک: آره، واقعاً...

یبار بهت میگم این رفتارت اذیتم می‌کنه، دوبار بهت می‌گم این ر...

از الان عکس رمان تهیونگ اینه نظرتون رو راجب عکسه بگینپارت هش...

شاگرد لوس من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط