صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم
تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم

دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود
مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم
دیدگاه ها (۱)

راهی ست راه عشق که هیچش کناره نیستآنجا جز آن که جان بسپارند ...

زندگی باید کردگاه با یک گل سرخگاه با یک دل تنگسهراب سپهری

خیال روی تو در هر طریق همره ماستنسیم موی تو پیوند جان آگه ما...

هوا خواه توام جانا و می دانم که می دانیکه هم نادیده می دانی ...

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط