نگران من نباش...

نگران من نباش...
مشت مشت قرص هایم را سر ساعت میخورم
زخم هایم را تیمار میکنم
دل تنگی هایم را قدم میزنم
نگران من نباش...
جای دستانت را فندک و سیگارم پر کرده است
شب ها به جای تو با غم هایم هم آغوش میشوم
روز ها دست در دسته شعر هایم به همان کافه ی قدیمی میرویم
نگران من نباش...
اینجا در نبود تو همه چیز آرام است مانند چشم هایت
اشک هایت
آغوشت...
نگران من نباش...
دیدگاه ها (۱)

.

ﭼﻘﺪ ﺗﻠــــــــــــــــــــــــــــــــخه...ﺑـــﻪ ﻫﻤـــــﻪ ﺁﺭ...

زمســتان چقـدر زیباستـ …!میـ پسنـدم زمسـتان را که معافم می ک...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

پسر بد (55)

شروع ✨ که نانسی دستشو گرفت + سا.. سانزو منو دور ننداز خواهش ...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}مدیر : حالا که اینطوریه اینارو ببین ...

پارت ۸کاور جدید رمان ام)))                           مجسمه. ...

نگران من نباش... مشت مشت قرص هایم را سر ساعت میخورم زخم هایم...

نگران من نباش... مشت مشت قرص هایم را سر ساعت میخورم زخم هایم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط