پسمنچیبیبی

پـس‌مـنـ،،چـی‌بـیـبـی؛
پارت‌¹
بالای‌سکو‌وایساده‌بودم‌خسته‌بودم‌از‌این‌زندگی
داشتم‌از‌زندگیم‌خلاص‌میشدم‌یه‌لبخندتلخ‌زدم‌و‌یه‌قطره‌از‌چشمم‌غلزیدو‌روی‌گونم‌نشست
اره‌اون‌دخنرک‌دیگه‌تحمل‌نداشت‌خسته‌از‌همچی،
ازخودش‌متنفربود‌
وقتی‌بچه‌بود‌مامان‌باباشو‌جلو‌چشماش‌کشتن‌ول‌هیچ‌وقت‌معلوم‌نشد‌دخترک‌داستان‌ما‌‌چه‌شکلی‌‌نجات‌پیدا‌کرد‌..
دخترک‌اروم‌روی‌سکو‌نشت‌و‌به‌پایین‌زل‌زد‌به‌اب‌خیره‌بود‌داشت‌خاطراتشو‌مرور‌میکرد‌وقتی‌تو‌سن‌کم‌شده‌بود‌خدمتکار‌تو‌سری‌خور‌اون‌عمارت‌
تنها‌چیزی‌ک‌دخترکو‌اروم‌میکرد‌موزیک‌بود‌
هنزفریو‌از‌چیبش‌در‌اورد
اهنگی‌ک‌اونو‌فقط‌به‌یاد‌عشقش‌میبورد‌رو‌گوش‌داد
با‌ریتم‌اهنگ‌جلو‌میرفت‌،تیکه‌از‌اهنگ‌اومد‌فقط‌اون‌کلمه‌بود‌ک‌دخترک‌رو‌به‌مرز‌جنون‌میبرد
پـس‌مـنـ،،چـی‌بـیـبـی؛
با‌این‌کلمه‌قطره‌اشکی‌از‌چشاش‌ریخت
به‌نظر‌مردم‌اون‌یه‌هرزه‌.سرد.بدبخت.مایه.ننگ‌بود
بلخره‌زمانش‌رسید
دخترک‌‌بلند‌شد‌برای‌اخرین‌بار‌خدافظی‌کرد‌برای‌همیشه!
و‌خودشو‌پرت‌کرد
تو‌هوا‌معلق‌بود‌با‌سرعت‌داشت‌فرود‌میومد‌
حس‌خوبی‌داشت.!ن‌سقوط‌بلکه‌تمامی‌درداش.
اگه‌خوبه‌ادامش‌بدم؟
الطفا‌کام‌بزارین
دیدگاه ها (۹)

پـس‌مـنـ،،چـی‌بـیـبـی؛ پارت²دخترک‌ توی هوا معلق بود تا اینکه...

پـس‌مـنـ،،چـی‌بـیـبـی؛ پارت³(خوب‌اول‌بیام‌یه‌چیزی‌بگم‌ک‌این‌...

بیاین‌بم‌هیت‌بدین‌تا‌دلتون‌میخاد‌اوک؟https://harfeto.timefri...

میخام‌اف‌شم‌یه‌هفته‌یا‌برای‌همیشه‌.اگه‌میشه‌بم‌بگید‌برم‌یا‌ن...

part(12) 🤍rose white🤍تهیونگ با تمام سرعتش خودش رو به اونا رس...

تک پارتی سوکوکو کریسمس

playmate_p46

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط