یک نفر هست که لب وابکندمیمیرم

یک نفر هست که لب وابکندمیمیرم
خنده ی معجزه آسابکندمیمیرم
در کنارش بخدا حس عجیبی دارم
بوسه موکول به فردا بکند میمیرم
جان من بسته به هرموی سیاهش شده است
تاری از زلف، هویدا بکند میمیرم
دلخوشم از همه عالم به نگاهش اما
اگراین مسئله حاشابکند میمیرم
دیدگاه ها (۶)

آسمان حال تو و حال دلم یک جور است !!تو چرا تیره شدی؟نکند تنه...

روزی که نفسهای تو کنار نفسهای من برقصد به تولدی دیگر پاسخی خ...

بعضی وقتها دلم میخواهدکُل خیالت را در لبهایم بگذارم ...حالت ...

میگن عـاشقا بارون رو دوس دارن...ولـے من یـه چیزے رو هیچوقت ن...

#گروگان_قلبم #part_39 چند ساعتی از رفتن هیونگ هاشون گذشته بو...

همخونه اجباری... پارت ۱۵۳«ویو پارک دوین»چمدانم را بسته بودم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط