یک نفر هست که لب وابکندمیمیرم
یک نفر هست که لب وابکندمیمیرم
خنده ی معجزه آسابکندمیمیرم
در کنارش بخدا حس عجیبی دارم
بوسه موکول به فردا بکند میمیرم
جان من بسته به هرموی سیاهش شده است
تاری از زلف، هویدا بکند میمیرم
دلخوشم از همه عالم به نگاهش اما
اگراین مسئله حاشابکند میمیرم
خنده ی معجزه آسابکندمیمیرم
در کنارش بخدا حس عجیبی دارم
بوسه موکول به فردا بکند میمیرم
جان من بسته به هرموی سیاهش شده است
تاری از زلف، هویدا بکند میمیرم
دلخوشم از همه عالم به نگاهش اما
اگراین مسئله حاشابکند میمیرم
- ۵۸۴
- ۲۵ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط