بی تو مهتاب شبی، باز آن کوچه گذشتم

بی تو مهتاب شبی، باز آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم، خیره بدنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق و دیوانه که بودم
رفت در ظلمت غم آن شب و شب های دگر هم

نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو اما به چه حالی
من از آن کوچه گذشتم.......
دیدگاه ها (۳)

شوق دیدار تو لبریز شد ازجام وجودمشدم آن عاشق دیوانه که بودم....

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل است.شراب وغزل

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

فردا فردا کردن

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط