خود را اگرچه سخت نگه داری از گناه

خود را اگرچه سخت نگه داری از گناه
گاهی شرایطی است که ناچاری از گناه


هر لحظه ممکن است که با برق یک نگاه
بر دوش تو نهاده شود باری از گناه

گفتم: گناه کردم اگر عاشقت شدم
گفتی تو هم چه ذهنیتی داری از گناه!

سخت است این‌که دل بکنم از تو، از خودم
از این نفس کشیدن اجباری، از گناه


بالا گرفته‌ام سرِ خود را اگرچه عشق
یک عمر ریخت بر سرم آواری از گناه


دارند پیله‌های دلم درد می‌کشند
باید دوباره زاده شوم عاری از گناه
دیدگاه ها (۱)

کار دنیا را بپرسیدم من ز فرزانه ایگفت یا باد است یا خواب است...

گر بد آید هر چه آی بد شودیک بلا ده گردد و ده صد شودآتش از گر...

هرگز در میان موجودات مخلوقی که برای کبوتر شدن آفریده شده کرک...

گفت:وقتی همسرم راانتخاب کردم..درنظرم طوری بود..که گویا خداون...

قلبش داشت مثل ریتم‌های سنگینِ تراک‌های جدیدش می‌کوبید. توی ذ...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۶

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

پارت ۳۰"نههه بچم، بچمو از زیر دست و پا نجات بدین!"صدای کوبید...

نجمه زارع :خود را اگرچــــــه سخت نگه داري از گناهگاهی شرایط...

خود را اگرچــــــه سخت نگه داری از گناهگاهی شرایطی است که نا...

خود را اگرچه سخت نگه داری از گناهگاهی شرایطی است که ناچاری ا...

خود را اگرچه سخت نگه داری از گناهگاهی شرایطی است که ناچاری ا...

خود را اگرچه سخت نگه داری از گناهگاهی شرایطی است که ناچاری ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط