فیک جونگکوک:زیرزمین
فیک جونگکوک:زیرزمین
part⁵
ویو ا.ت
توی این فکرا بودم که یکی زد به شونم خیلی ترسیدم سریع از جام پریدم بالا که دیدم ناپدریم بوده
ناپدریم: چرا اینقدر ترسیدی(خنده ای ریزی میزنه)
+چیزه داشتم فکر میکردم که زدی به شونم ترسیدم خب کارم داشتی
ناپدریم: نه فقط میخواستم بگم شب بخیر
+باشه
+راستی شام نمی خوری غذا درست کردن
ناپدریم: نه من بیرون یه چیزی خوردم گشنمه نیست
+باشه
ناپدریم: خیلی خستم میرم بخوابم
+باشه منم اینجارو مرتب کنم منم میرم بخوابم
ناپدریم: باش خوب بخوابی
+باشه شب بخیر
(ناپدری میره بالا تو اتاقش میخوابه ا.ت غذا رو میزاره تو یخچال اونم میره اتاقش میخوابه)
فردا صبح
ویو ا.ت
امروز دیگه برگه رو مینویسم میرم میدم معلم نمیزارم برای دیقه۹۰ (رفت حموم فرم مدرسه شو پوسید رفت صبحونه درست کرد رفت با ناپدریش خورد)
+میگم ما میخوام بعد از اینکه از مدرسه آمدم برگه رو بنویسم بدن معلم
ناپدریم: کدوم برگه؟؟؟
+همون که باید شعل یکی از ع
اعضای خانواده رو بنویسم بدیم به معلم بخونه
ناپدریم: آها اون میگی
ناپدریم: خب اجباری همه باید بنویسند
+اره گفت نمره اضافی استفاده میشه
ناپدریم: خب تو نمره اضافی احتیاج داری؟
+برای اینکه معدلم بشه ۲۰ نیاز دارم فقط چند نمره کم دارم این بهم کمک میکنه بره بالا نمرام(بچه ها ا.ت خیلی بچه ای باهوش خرخونی)
ناپدریم: خب باشه بعد از ندرسه بهت میگم تا فردا ببری
+باشه
نویسنده:ا.ت میبره مدرسه بعد که تموم میشه برش میگردونه و به ا.ت میخوا بگه که شغلش چیه
ویو ا.ت
میخوا بهم بگه که شغلش چیه نمی دونم چرا ولی یکم استرس دارم آخه همیشه دیر میاد خونه یه بار آستینش خون ای بود یه بار لکه ای خون رو صورتش بود هم هر کی ام جای من بود استرس داشت
رفت بالا لباسمو عوض کردن آمدم پاین دیدم روی صندلی پای میز نشسته و منتظر منه منم رفتم رو به روش نشستم و خودکار دستم گرفتم تا بهم بگه شغلش چیه تا بنویستم
که شروع کرد به خرف زدن
ناپدریم: ا.ت شعل من....
part⁵
ویو ا.ت
توی این فکرا بودم که یکی زد به شونم خیلی ترسیدم سریع از جام پریدم بالا که دیدم ناپدریم بوده
ناپدریم: چرا اینقدر ترسیدی(خنده ای ریزی میزنه)
+چیزه داشتم فکر میکردم که زدی به شونم ترسیدم خب کارم داشتی
ناپدریم: نه فقط میخواستم بگم شب بخیر
+باشه
+راستی شام نمی خوری غذا درست کردن
ناپدریم: نه من بیرون یه چیزی خوردم گشنمه نیست
+باشه
ناپدریم: خیلی خستم میرم بخوابم
+باشه منم اینجارو مرتب کنم منم میرم بخوابم
ناپدریم: باش خوب بخوابی
+باشه شب بخیر
(ناپدری میره بالا تو اتاقش میخوابه ا.ت غذا رو میزاره تو یخچال اونم میره اتاقش میخوابه)
فردا صبح
ویو ا.ت
امروز دیگه برگه رو مینویسم میرم میدم معلم نمیزارم برای دیقه۹۰ (رفت حموم فرم مدرسه شو پوسید رفت صبحونه درست کرد رفت با ناپدریش خورد)
+میگم ما میخوام بعد از اینکه از مدرسه آمدم برگه رو بنویسم بدن معلم
ناپدریم: کدوم برگه؟؟؟
+همون که باید شعل یکی از ع
اعضای خانواده رو بنویسم بدیم به معلم بخونه
ناپدریم: آها اون میگی
ناپدریم: خب اجباری همه باید بنویسند
+اره گفت نمره اضافی استفاده میشه
ناپدریم: خب تو نمره اضافی احتیاج داری؟
+برای اینکه معدلم بشه ۲۰ نیاز دارم فقط چند نمره کم دارم این بهم کمک میکنه بره بالا نمرام(بچه ها ا.ت خیلی بچه ای باهوش خرخونی)
ناپدریم: خب باشه بعد از ندرسه بهت میگم تا فردا ببری
+باشه
نویسنده:ا.ت میبره مدرسه بعد که تموم میشه برش میگردونه و به ا.ت میخوا بگه که شغلش چیه
ویو ا.ت
میخوا بهم بگه که شغلش چیه نمی دونم چرا ولی یکم استرس دارم آخه همیشه دیر میاد خونه یه بار آستینش خون ای بود یه بار لکه ای خون رو صورتش بود هم هر کی ام جای من بود استرس داشت
رفت بالا لباسمو عوض کردن آمدم پاین دیدم روی صندلی پای میز نشسته و منتظر منه منم رفتم رو به روش نشستم و خودکار دستم گرفتم تا بهم بگه شغلش چیه تا بنویستم
که شروع کرد به خرف زدن
ناپدریم: ا.ت شعل من....
- ۶.۳k
- ۱۷ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط