Accidentally yours
Accidentally yours
__________________
ا.ت وارد سالن شد.
نور های طلایی و موسیقی ملایم فضا ی دلنشینی به وجود آورده بودن
کارمند ها دونه دونه وارد سالن میشدن.
همه راجب موفقیت پروژه صحبت میکردن و به اعضای تیم تبریک میگفتن.
لیرا به محض دیدن ا.ت با ذوق به سمتش دوید.
"به به .... ببین کی اومده ، مدیر پروژه"
ا.ت خندید.
"تمومش کن"
"نه ، امشب ستاره ی جشن تویی"
قبل از اینکه حرف دیگه ای بزنن ، صدای برخورد قاشق به لیوان در سالن پیچید.
همه ساکت شدن.
جونگکوک روی سکو ایستاده بود.
مثل همیشه پیرهن سفید و کت و شلوار مشکی به تن کرده بود ولی دیگه اخم همیشگی روی صورتش نبود.
نگاهش روی جمعیت چرخید و در آخر روی ا.ت ثابت موند.
"از حضور همگی ممنونم"
ثانیه ای مکث کرد.
"پروژهی HORIZON یکی از موفق ترین پروژه های چند سال اخیر شرکت بوده . ما این موفقیت رو مديون پشتکار تیم و مدیریت خانم کیم هستیم . "
اسلاید دوم لباس ا.ت با طراحی خودم
__________________
ا.ت وارد سالن شد.
نور های طلایی و موسیقی ملایم فضا ی دلنشینی به وجود آورده بودن
کارمند ها دونه دونه وارد سالن میشدن.
همه راجب موفقیت پروژه صحبت میکردن و به اعضای تیم تبریک میگفتن.
لیرا به محض دیدن ا.ت با ذوق به سمتش دوید.
"به به .... ببین کی اومده ، مدیر پروژه"
ا.ت خندید.
"تمومش کن"
"نه ، امشب ستاره ی جشن تویی"
قبل از اینکه حرف دیگه ای بزنن ، صدای برخورد قاشق به لیوان در سالن پیچید.
همه ساکت شدن.
جونگکوک روی سکو ایستاده بود.
مثل همیشه پیرهن سفید و کت و شلوار مشکی به تن کرده بود ولی دیگه اخم همیشگی روی صورتش نبود.
نگاهش روی جمعیت چرخید و در آخر روی ا.ت ثابت موند.
"از حضور همگی ممنونم"
ثانیه ای مکث کرد.
"پروژهی HORIZON یکی از موفق ترین پروژه های چند سال اخیر شرکت بوده . ما این موفقیت رو مديون پشتکار تیم و مدیریت خانم کیم هستیم . "
اسلاید دوم لباس ا.ت با طراحی خودم
- ۱۶۲
- ۱۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط