من اسیر توام و خُفته به امید وصال

من اسیر توام و خُفته به امید وصال
امید ندارم که ز بند تو من آزاد شوم
دیدگاه ها (۱)

در این هَوای پاییزی و باران نم نم،چَتر نمیخواهَم.،فَقط چَند ...

فرقی نمی کندکه تو را چه قدر دوست می دارمفرقی نمی کند،معشوقه ...

ای دور ازین بیشه بی نور ، سلامای لیلی این قصه مشهور ، سلا...

تو ی قدم سمت من بیامن هزار قدم سمت تو می دَوَم#زینب.لرستانی

ای که نزدیکتر از جانی و پنهان ز نگههجر تو خوشترم آید زِ وصال...

:*در دامِ توام بی زحمتِ دانه یِ تو ... مستم ز پیمانه یِ تو ....

💛💛💛💛💛💛💛💛مَـراامیدِ وصالِ تو زنده می‌دارد ...#حافظ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط