تنگ غروب که میشه
تنگ غروب که میشه
دلم تنگ میشه...
دوس دارم از این زمین جدا بشم ُ مثل ی پرنده ، پَر بزنم...
پاشم برم میون اَبرا ...
دلتنگیامُ بذارم یه جا ،که کسی نتونه بره سراغشون...
با خُنکای نسیم پر بکشم تا اونجا که راه خونه رو گُم کنم...
...
..
.ول کن اصلا همینجا هم بد نیس
چه کاریه این همه راهُ بِرم
خسته ام آخه😉
دلم تنگ میشه...
دوس دارم از این زمین جدا بشم ُ مثل ی پرنده ، پَر بزنم...
پاشم برم میون اَبرا ...
دلتنگیامُ بذارم یه جا ،که کسی نتونه بره سراغشون...
با خُنکای نسیم پر بکشم تا اونجا که راه خونه رو گُم کنم...
...
..
.ول کن اصلا همینجا هم بد نیس
چه کاریه این همه راهُ بِرم
خسته ام آخه😉
- ۴.۰k
- ۳۱ تیر ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط