تنگ غروب که میشه

تنگ غروب که میشه
دلم تنگ میشه...
دوس دارم از این زمین جدا بشم ُ مثل ی پرنده ، پَر بزنم...
پاشم برم میون اَبرا ...
دلتنگیامُ بذارم یه جا ،که کسی نتونه بره سراغشون...
با خُنکای نسیم پر بکشم تا اونجا که راه خونه رو گُم کنم...
...
..
.ول کن اصلا همینجا هم بد نیس
چه کاریه این همه راهُ بِرم
خسته ام آخه😉
دیدگاه ها (۰)

گاهی میان ثانیه ها گم میشوم...گم شدنی که هم شیرین است هم تلخ...

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام

امام على عليه السلام : سربازان ، به اذن خداوند ، دژ مردم ، ز...

امیر المومنین علیه السلام میفرماینداز نافرمانى خدا در خلوت‌ه...

پارت دوازدهمدر آغوش زندان ویو کوک وقتی ته داشت بهم میگفت 3 ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط