چه خوب می شود کسی که دوستش داری و او در عوض تو را در بازی

چه خوب می شود کسی که دوستش داری و او در عوض تو را در بازیِ خواستن و نخواستن غرق کرده و نه می رود و نه می ماند،
بالاخره یک شب بعد از کلی این پا و آن پا کردن با بلاتکلیفی اش، با خیال راحت از نخواستنت بگوید و تو تحقیر شوی و بشکنی و او باز ادامه دهد.
و تو ایمان بیاوری که روزگار عاشقی های واقعی گذشته،
که رشته ی بیشتر قهرها سر دراز دارد،
که رابطه ها به نخی نازک بند است و دمِ دستی بودنِ آدم های این زمانه، آن اصلِ کاری ها را از چشم می اندازد.
که برایت به آب خوردنی، جایگزین پیدا می شود.
آب پاکی که روی دستت ریخته شد، آن وقت اگر کمی عاقل باشی، فکری به حال سرگردانی ات می کنی و به خودت می آیی.
بعد می شود روح و قلبِ زخم خورده را مرهم گذاشت و به فرصت های تازه مجالِ جولان داد.

چه خوب می شود که به سادگی از قید وابستگی رها شد و گذشته را به گذشته سپرد.
دیدگاه ها (۲)

درباره‌ی جهان:در آینده‌ای نه‌چندان دور، بشریت با کشفِ «کریست...

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

فشارِ سنگینِ آن چند ساعتِ گذشته، دیگر فقط سینا را هدف نگرفته...

سناریو از شخصیت های توکیو ریونجرز☆موقعیت:~» توی دفترت درباره...

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش سوم_اشک های داغ را عقب می‌رانم"تو خیلی بهت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط