خوشبختی گاهی

خوشبختی گاهی
آنقدر دم دستمان است
که حسش نمیکنیم
چایی که مادر
برایمان میریخت و
میخوردیم خوشبختی بود
دستهای بزرگ و زبر
بابا را گرفتن خوشبختی بود
اما ندیدیم و آرام از کنارشان گذشتیم
دیدگاه ها (۱)

حواسمان باشد…ﺑﺎ "ﺯباﻥ" ﻣﯿﺸود ﻣﺴﺨﺮﻩ ﮐﺮﺩ!ﺑﺎ "ﺯباﻥ" ...

کاش میشدآدمی .. گاهی .. فقط گاهیبه اندازه نیاز بمیردبعد بلند...

گیاهان فاقد عقلند!اما اگر آنها را با سرپوشی بپوشانی کهدارای ...

💕زنـدگییک پاداش است نه یک مکافات..فرصتی است...کوتاه تا ببالی...

سایه‌های مافیاپارت : ۲۹ یک سال بعد... عمارت، از همیشه زنده‌ت...

پارت ۱۱۰ (پایانی)نه ماه بعد...بیمارستان در سکوت نیمه‌شب غرق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط