تو که اندازه ی دنیای خودم تنهایی

تو که اندازه ی دنیای خودم تنهایی
بخدا مثل غــزل روی لبم می آیی

شب من بی تو پر از حادثه و کشمکش است
روزهایم شده رویایی و سر بالایی

سخن از درد نگو من خود دردم بخدا
سالها پشت دلم حادثه می پیمایی

هرکسی در دل من جای خودش را دارد
بحث تقدیر همین است که می فرمائی

بی تو تنهایی من طعنه حسرت خیز است
مرگ شاید بزند گردن این رسوایی

کاش این پنجره روی تو فقط باز شود
تا توآغوش فقط روی دلم بگشایی
دیدگاه ها (۵)

√مـــــا مغــــــــــرورا خیلی بـــــا احساس تــــــــــریم√...

تمامت را یکجا... باهم میخواهم! به رویم نیاور ...

خنده باید زد به ریش روزگارورنه دیر یا زود پیرت می کندسنگ اگر...

در کوی دلت،کلبه ای از بهر دلم سازتا راه به سوی دل تو باز شود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط